الفيض الكاشاني

335

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نماز گزاريد ، خداوند متعال هر پيامبرى از پيامبرانش را در هر جايى قبض روح كرده پسنديده است كه در همان جا به خاك سپرده شود ، و من پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در حجره‌اى كه در آن قبض روح شده به خاك مىسپارم . مردم اطاعت كردند و از گفتار او خشنود شدند . سپس امير مؤمنان عليه السّلام و عبّاس بن عبد المطلّب و فضل بن عبّاس وارد قبر شدند . در اين هنگام انصار از پشت خانه فرياد برآوردند كه : اى علىّ ، خدا را به ياد تو مىآوريم مبادا امروز حقّ ما نسبت به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از ميان برود ، كسى از ما را به قبر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد كن تا در خاكسپارى آن حضرت ما را نيز بهره‌اى باشد . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود اوس بن خول كه بدرى و از برجستگان خزرج بود وارد قبر شود . هنگامى كه وارد قبر شد على عليه السّلام به او فرمود : در قبر فرود آى سپس امير مؤمنان عليه السّلام جسد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را روى دست او قرار داد و وى را راهنمايى كرد كه آن را در لحد بگذارد ، چون جسد بر روى زمين قرار گرفت به او فرمود : اى اوس بيرون آى ، چون بيرون آمد على عليه السّلام وارد قبر شد و كفن را از صورت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به يك طرف زد و گونهء راست آن حضرت را بر زمين و رو به قبله قرار داد سپس با خشت لحد را پوشاند و خاك بر آن ريخت . وفات آن حضرت در روز دوشنبه دو شب مانده به آخر صفر سال يازدهم هجرى كه شصت و سه ساله بود اتّفاق افتاد و بيشتر مردم توفيق نماز بر آن حضرت و حضور در مراسم دفن او را نيافتند و به امر تعيين خليفه در سقيفه در بنى ساعده پرداختند . ابو بكر اين فرصت را غنيمت شمرد چه مىدانست اگر در طلب خلافت سستى كنند تا امير مؤمنان عليه السّلام از تجهيز پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فارغ شود در صورتى كه پيش از اين كار را مستحكم نكرده باشند آنچه را مىخواهند به دست نخواهند آورد . از اين رو براى به دست آوردن زمام خلافت سبقت گرفتند . انصار نيز در ميان خود دچار اختلاف بودند ، طلقاء و منافقان و مؤلفة قلوبهم نيز كراهت داشتند كه خلافت به امير مؤمنان عليه السّلام برسد و مىدانستند اگر در اين امر تأخير شود تا بنى هاشم از مراسم خاكسپارى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فارغ شوند امر خلافت در مقرّ خود قرار خواهد گرفت و امير مؤمنان عليه السّلام عهده‌دار خلافت خواهد شد و آنها در آنچه آرزو دارند ناكام خواهند ماند ، به همين سبب براى رسيدن به خلافت پيشدستى كردند ، و اين داستانى طولانى است و ما به اندازه‌اى كه مربوط به وفات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و مورد نياز بود از آن نقل كرديم نه آنچه را كه مربوط به امر خلافت است چه اين جا محلّ ذكر آن نيست .